نظر علي الطالقاني
443
كاشف الأسرار ( فارسى )
چون براى هر چه در قوس صعود از آن سخن گفته مىشود ، از انسان و ملائكه و جن ، پس نظيرى براى آن در قوس نزول وجود دارد و ديدن يكديگر براى نظيرش مىباشد . پس مراد از فراموشى ، جهت تنزّلاتش به سوى كره زمين است . پس مراد از سخن امام ( ع ) كه : و به زودى آن را به ياد مىآورند . جهت صعود و بالا رفتنهاى اوست تا به آنچه اوّل بوده است و اصل شود و در آن حالت اوّل براى تكليف قابليت داشته باشد . و براى عالم ذرّ وجوه ديگرى نيز هست و شايد آنچه گفتيم آشكارترين وجه است . و انكار عالم ذرّ منجر مىشود به انكار آنچه دانسته شد و انكار آيات و اخبار متواتر ، و هو العالم . پس بطور خلاصه ، اين مقام نظير « به شما آغاز نمود و به شما ختم خواهد كرد » است كه نتيجهء وعظ امسال ماست . خداوند ما را به فهمش و تعليم دادنش و اتمامش بدان گونه كه حقيقت مطلب است موفق گرداند . ان شاء اللّه ( 113 ) . سوره طه ، آيه 5 : خداى رحمان بر عرش مستولى گرديد . ( 114 ) . عبد العزيز جلودى بصرى ، ديوان حضرت على ( ع ) ، ترجمه نجفى ، حرف الف . ، ص 2 : مردم مردهاند و اهل علم تنها زندهاند . ( 115 ) . سوره حاقه ، آيه 17 : و در آن روز هشت نفر عرش پروردگارت را حمل مىكنند . ( 116 ) . فيض ، تفسير صافى ، ذيل آيه 18 سوره حاقه . ( 117 ) . سوره آل عمران ، آيه 33 . ( 118 ) . سوره بقره ، آيه 35 و سوره اعراف ، آيه 19 . ( 119 ) . در بيان هبوط آدم ( ع ) و عصيانش : پس نخست بايد برخى از روايات را از تفسير صافى ذكر نمائيم . ( ذيل آيه 40 سوره بقره ) گفت در كتاب عيون اخبار الرّضا از امام رضا ( ع ) آمده است : خداوند عزّ و جلّ آدم را حجّت خويش در زمينش و خليفه خويش در سرزمينهايش ، آفريد و او را براى بهشت نيافريد . و معصيت آدم در بهشت بود نه در زمين ، تا آنچه امر الهى مقدّر نموده بود تمام شود . پس چون به زمين هبوط داده شد و خداوند او را حجّت و خليفه خويش قرار داد معصوم گرديد و اين به سبب سخن خداى عزّ و جلّ است كه : همانا خداوند برگزيد آدم و نوح را ( تا پايان آيه ) . و قمّى از امام باقر ( ع ) روايت كرده است كه : عمر حضرت آدم از روزى كه خداوند او را آفريد تا وقتى كه جانش گرفته شد نهصد و سى سال بود و در مكّه دفن شد و در بعد از ظهر روز جمعه روح در او دميده شد سپس خداوند همسرش را از پائينترين دنده او ايجاد كرد و در همان روز او را در بهشت خويش سكونت داد و در آن بهشت جز شش ساعت از همان روز باقى نماند تا اينكه خدا را نافرمانى نمود پس خداوند آن دو را بعد از غروب آفتاب از بهشت بيرون راند و آن دو در بهشت شبى را به سر نبردند . و در مورد سخن خداى تعالى : « و به اين درخت نزديك نشويد . » و در تفسير امام حسن عسكرى ( ع ) آمده كه : آن درخت علم محمّد و آل محمّد ( ص ) بود - تا اينكه مىفرمايد - و آن درختى بود كه از ساير درختها متمايز گرديده بود به سبب اينكه بار هر يك از آنها يك نوع از ميوهها بود و بار اين درخت و جنس آن ، گندم و انگور و انجير و عنّاب و ساير انواع ثمرات و ميوهها و خوراكىها بود و بدين خاطر است كه كسانى كه آن داستان را حكايت نمودهاند در ذكر اينكه درخت چه بوده است دچار اختلاف شدهاند . پس بعضى گفتهاند كه